دیکشنری فارسی

rib

UKraib USrıb

معنی فارسی

دنده ، رگه ، خط يا راه برجسته

معنی کامل و مثال‌ها

/rib/n., vt.

● (کالبد شناسی) دنده

a human has twelve pairs of ribs

انسان دوازده جفت دنده دارد.

● (در شانه داران یا ctenophora) نوار شناور

● (مونث) همسر، زوجه، عیال، زن

● (پرندگان) ساقه‌ی پر (quill هم می‌گویند)

● (بال حشرات) رگ

● (برگ گیاه) رگبرگ

● (پالیز) باریکه‌ی زمین (میان دو جوی یا شیار)

● (در کوه یا شیب‌های تند) ستیغ، تیغه (ridge هم می‌گویند)

● (پارچه) شیار برجسته، نقش کبریتی، راه راه برجسته

● هر چیز دنده مانند که چیز دیگری را در بر می‌گیرد یا پشت بند می‌کند: برجستگی دنده مانند بشکه، (تیرهای عرضی ته قایق و کشتی که تنه‌ی کشتی را مستحکم می‌کنند) دنده‌ی کشتی، (بال هواپیما - میله‌های عرضی که پوست بال را به آن پیچ می‌کنند) دنده‌ی بال، (چتر) سیم، پره، (پل) تیر عرضی (نگهدار تاق)، (تاق ضربی و گنبد) رگه‌ی قوسی، برآمدگی هلالی، تیغه‌ی تاق، تویزه

● دنده دار کردن، (با تسمه یا هر چیز دنده مانند) محکم کردن

a ribbed box

صندوق پشت‌بنددار

● (پارچه یا بافتنی) شیاردار کردن

a woollen sweater with a ribbed design

پیراهن بافته‌ی پشمی با طرح کبریتی

● گوشت دنده

● (خودمانی) سر به سر کسی گذاشتن، دست انداختن

he was ribbed because of his accent

به خاطر لهجه‌اش او را مسخره می‌کردند.

the spectators were ribbing the umpire

تماشاچیان داور مسابقه را دست می‌انداختند.

● (مخفف) spareribs

تعریف انگلیسی

verb
  1. support resembling the rib of an animal
  2. any of the 12 pairs of curved arches of bone extending from the spine to or toward the sternum in humans (and similar bones in most vertebrates)
  3. cut of meat including one or more ribs
  4. a teasing remark
  5. a riblike supporting or strengthening part of an animal or plant
  6. a projecting molding on the underside of a vault or ceiling; may be ornamental or structural
  7. form vertical ribs by knitting “A ribbed sweater” “Somebody ----s something”
  8. subject to laughter or ridicule “The satirists ridiculed the plans for a new opera house” “The students poked fun at the inexperienced teacher” “His former students roasted the professor at his 60th birthday” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “Somebody ----s something PP (for: poke fun)” “Somebody ----s PP (for: poke fun)” “Somebody ----s something PP (for: make fun)” “Somebody ----s PP (for: make fun)”

واژه‌های دیگر با معنی «دنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن