gelidly UKdʒelidliː معنی فارسی بسيارسرد يخ کرده واژههای دیگر با معنی «بسيارسرد» freezing بسيارسرد، خنک، سرد gelid بسيارسرد، يخ کرده frosty يخ زده، بسيارسرد، پوشيده ازشبنم يخ زده frore يخ زده، بسيارسرد، پوشيده ازشبنم يخ زده