gentlewoman
UKdʒentlwumən
US'dʒentəl'wu:mən
معنی فارسی
بانو خانم زن نجيب زن باتربيت
معنی کامل و مثالها
/jent´'l woom´ǝn/n., pl.
● (در اصل) خانم اشرافزاده، خانم اعیانزاده، از خانوادهی شریف و برجسته
● خانم مودب و ملاحظهکار، مبادی آداب
● (قدیمی) ندیمه، محترمه
تعریف انگلیسی
noun
- a woman of refinement “a chauffeur opened the door of the limousine for the grand lady”