دیکشنری فارسی

gentlewoman

UKdʒentlwumən US'dʒentəl'wu:mən

معنی فارسی

بانو خانم زن نجيب زن باتربيت

معنی کامل و مثال‌ها

/jent´'l woom´ǝn/n., pl.

● (در اصل) خانم اشراف‌زاده، خانم اعیان‌زاده، از خانواده‌ی شریف و برجسته

● خانم مودب و ملاحظه‌کار، مبادی آداب

● (قدیمی) ندیمه، محترمه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a woman of refinement “a chauffeur opened the door of the limousine for the grand lady”

واژه‌های دیگر با معنی «بانو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن