gibbered معنی فارسی تندوناشمرده سخن گفتن ، دست وپاشکسته حرف زدن ، پچ پچ کردن واژههای دیگر با معنی «تندوناشمرده سخن گفتن» gibber تندوناشمرده سخن گفتن، دست وپاشکسته حرف زدن، پچ پچ کردن chatter پچ پچ کردن، تندوناشمرده سخن گفتن