دیکشنری فارسی

gibbosity

معنی فارسی

برامدگي تحدب کوژي

معنی کامل و مثال‌ها

/gi bäs´i tē/n.

بر آمدگی، قلمبه شدگی، گردی و برآمدگی، آماس، تورم، باد کردگی، کوژپشتی

مترادف‌ها

noun
Convexity, protuberance, prominence, swelling, gibbousness.

واژه‌های دیگر با معنی «برامدگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن