gibbosity
معنی فارسی
برامدگي تحدب کوژي
معنی کامل و مثالها
/gi bäs´i tē/n.
● بر آمدگی، قلمبه شدگی، گردی و برآمدگی، آماس، تورم، باد کردگی، کوژپشتی
مترادفها
noun
Convexity, protuberance, prominence, swelling, gibbousness.
برامدگي تحدب کوژي
/gi bäs´i tē/n.
● بر آمدگی، قلمبه شدگی، گردی و برآمدگی، آماس، تورم، باد کردگی، کوژپشتی
noun
Convexity, protuberance, prominence, swelling, gibbousness.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن