دیکشنری فارسی

gifted

UKgiftid US'gıftəd

معنی فارسی

با استعداد ، داراي بخشش يانعمت خداداده ، مويد

معنی کامل و مثال‌ها

/gift´id/adj.

● با استعداد، خوش قریحه، پر استعداد، با ذوق

a gifted poet

شاعر خوش قریحه

● با هوش، تیز هوش

a gifted child

بچه‌ی با هوش و پر استعداد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. endowed with talent or talents “a gifted writer”

مترادف‌ها

adjective
Talented, able, ingenious, sagacious, inventive, intelligent.

واژه‌های دیگر با معنی «با استعداد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن