دیکشنری فارسی

gifted

UKgiftid US'gıftəd

معنی فارسی

با استعداد ، داراي بخشش يانعمت خداداده ، مويد

معنی کامل و مثال‌ها

/gift´id/adj.

با استعداد، خوش قریحه، پر استعداد، با ذوق

a gifted poet

شاعر خوش قریحه

با هوش، تیز هوش

a gifted child

بچه‌ی با هوش و پر استعداد

مترادف‌ها

adjective
Talented, able, ingenious, sagacious, inventive, intelligent.

واژه‌های دیگر با معنی «با استعداد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن