gifted
UKgiftid
US'gıftəd
معنی فارسی
با استعداد ، داراي بخشش يانعمت خداداده ، مويد
معنی کامل و مثالها
/gift´id/adj.
● با استعداد، خوش قریحه، پر استعداد، با ذوق
a gifted poet
شاعر خوش قریحه
● با هوش، تیز هوش
a gifted child
بچهی با هوش و پر استعداد
مترادفها
adjective
Talented, able, ingenious, sagacious, inventive, intelligent.