give chase معنی فارسی دنبال کردن مترادفها Pursue, follow on. واژههای دیگر با معنی «دنبال کردن» pursue دنبال کردن، پي کردن، از پي continue دنبال کردن، پي کردن، ادامه دادن recommence دنبال کردن، پي کردن، ادامه دادن restarted دنبال کردن، پي کردن، ادامه دادن chase دنبال کردن، شکارکردن، راندن careerism دنبال کردن شغل. run down تااخرين نفس دنبال کردن، مندرس، کهنه . follow through چيزي را تا اخر دنبال کردن، بانجام رساني. quixotism جنون دنبال کردن مقاصدعالي غيرعملي، سلحشوري وفداکاري بحدجنون rompish مايل به بازي کردن با جيغ و داد و دنبال هم، دويدن