gloomed معنی فارسی ابر رگه تيرکي ابري کردن افسرده شدن موج دارکردن واژههای دیگر با معنی «ابر» bleared ابر، رگه، تيرکي cloud ابر، رگه، تيرکي hazed ابر، رگه، تيرکي beclouded ابر، رگه، تيرکي sponge ابر، اسفنج، توپ پاک کن spohnge ابر زدن، با ابريا اسفنج پاک کردن، پاک کردن ion cloud ابر يون neposcope ابر بين supercity ابر شهر superclass ابر رده