glossa
معنی فارسی
زبان، ساختمان يا عضو زباني شکل .
معنی کامل و مثالها
/gläs´ǝ, glôs´-/n., pl.
● (جانور شناسی) زبان (مهرهداران)، هر نوع اندام زبان مانند (مثلا در برخی پروانهها)، زبانچه، هر یک از برجستگیهای لبزیرین حشره، زبانه
زبان، ساختمان يا عضو زباني شکل .
/gläs´ǝ, glôs´-/n., pl.
● (جانور شناسی) زبان (مهرهداران)، هر نوع اندام زبان مانند (مثلا در برخی پروانهها)، زبانچه، هر یک از برجستگیهای لبزیرین حشره، زبانه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن