دیکشنری فارسی

glowing

UKglouiŋ US'gləuıŋ

معنی فارسی

تابان تابنده تاب امده برافروخته فروزان داغ

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the amount of electromagnetic radiation leaving or arriving at a point on a surface
  2. highly enthusiastic “glowing praise”

واژه‌های دیگر با معنی «تابان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن