دیکشنری فارسی

glutted

UKglʌtid US'glʌtıd

معنی فارسی

سيرکردن پرخوراندن تپاندن در پرکردن پرخوري زيادتي افزوني

تعریف انگلیسی

adjective
  1. exceeding demand “a glutted market”

واژه‌های دیگر با معنی «سيرکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن