go on strike معنی فارسی اعتصاب کردن واژههای دیگر با معنی «اعتصاب کردن» walk out اعتصاب کردن، کاري را ناگهان ترک کردن. rat موش گرفتن، موش کشتن دسته خودراترک کردن، خيانت بدسته اعتصاب کردن fink خبرچين، اعتصاب شکن، جاسوسي کردن. holdout دوام آوردن، استقامت کردن، اعتصاب