دیکشنری فارسی

goodly

UKgudliː US'gu:dlı

معنی فارسی

زيبا قشنگ عالي

معنی کامل و مثال‌ها

/good´lē/adj.

خوش قیافه، خوش ظاهر، زیبا

her goodly appearance

ظاهر گیرای او

عالی، مرغوب

معتنابه، کثیر، زیاد

a goodly sum

مبلغ قابل ملاحظه

مترادف‌ها

adjective
1. Beautiful, graceful, comely, goodlooking.
2. Pleasant, happy, agreeable, desirable.
3. Considerable, pretty large.

واژه‌های دیگر با معنی «زيبا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن