دیکشنری فارسی

gouge

UKgaudʒ USgaudʒ

معنی فارسی

مغار دراوردن کندن مغبون کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/gouj/n., vt.

اسکنه، اسکنه‌ی لبه منحنی (ویژه‌ی کندن شیار منحنی بر چوب)، مغار، گزن

شیار تراشی، اسکنه زنی

شیار یا سوراخ کنده شده با اسکنه

ناودانی کردن

(هر گونه شیار یا سوراخی که عیب محسوب شود) خدشه، خراشیدگی، عیب، نقص

(با اسکنه) کندن، شیار دار کردن، کنده‌کاری کردن (روی چوب)، ناودانی کردن (چوب)، به زور در آوردن، ملاقه وار بیرون آوردن

the students had gouged their names on the desks

شاگردان اسم‌های خود را روی میزها کنده بودند.

to gouge out dirt

لجن را بیرون کشیدن

Teymoor ordered his eyes to be gouged out

تیمور دستور داد چشمانش را در بیاورند.

(در کتک کاری) انگشت خود را در چشم حریف فرو کردن

(عامیانه) پول کسی را خوردن، زیاد پای کسی حساب کردن، گرانفروشی کردن، مغبون کردن

سر مشتری کلاه گذاشتن

he regularly gouged his customers

او مرتبا زیادی پای مشتری‌هایش حساب می‌کرد.

گرانفروشی، احجاف، مغبون سازی

a price gouge of several hundred dollars

گرانفروشی به مبلغ چندصد دلار

تعریف انگلیسی

verb
  1. an impression in a surface (as made by a blow)
  2. and edge tool with a blade like a trough for cutting channels or grooves
  3. the act of gouging
  4. force with the thumb “gouge out his eyes” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  5. obtain by coercion or intimidation “They extorted money from the executive by threatening to reveal his past to the company boss” “They squeezed money from the owner of the business by threatening him” “Verb Frames:” “Somebody ----s something from somebody”
  6. make a groove in “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «مغار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن