gouge
معنی فارسی
مغار دراوردن کندن مغبون کردن
معنی کامل و مثالها
/gouj/n., vt.
● اسکنه، اسکنهی لبه منحنی (ویژهی کندن شیار منحنی بر چوب)، مغار، گزن
● شیار تراشی، اسکنه زنی
● شیار یا سوراخ کنده شده با اسکنه
● ناودانی کردن
● (هر گونه شیار یا سوراخی که عیب محسوب شود) خدشه، خراشیدگی، عیب، نقص
● (با اسکنه) کندن، شیار دار کردن، کندهکاری کردن (روی چوب)، ناودانی کردن (چوب)، به زور در آوردن، ملاقه وار بیرون آوردن
the students had gouged their names on the desks
شاگردان اسمهای خود را روی میزها کنده بودند.
to gouge out dirt
لجن را بیرون کشیدن
Teymoor ordered his eyes to be gouged out
تیمور دستور داد چشمانش را در بیاورند.
● (در کتک کاری) انگشت خود را در چشم حریف فرو کردن
● (عامیانه) پول کسی را خوردن، زیاد پای کسی حساب کردن، گرانفروشی کردن، مغبون کردن
● سر مشتری کلاه گذاشتن
he regularly gouged his customers
او مرتبا زیادی پای مشتریهایش حساب میکرد.
● گرانفروشی، احجاف، مغبون سازی
a price gouge of several hundred dollars
گرانفروشی به مبلغ چندصد دلار
تعریف انگلیسی
- an impression in a surface (as made by a blow)
- and edge tool with a blade like a trough for cutting channels or grooves
- the act of gouging
- force with the thumb “gouge out his eyes” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
- obtain by coercion or intimidation “They extorted money from the executive by threatening to reveal his past to the company boss” “They squeezed money from the owner of the business by threatening him” “Verb Frames:” “Somebody ----s something from somebody”
- make a groove in “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Something ----s something”