دیکشنری فارسی

grafting

UKgrɑːftiŋ US'græftıŋ

معنی فارسی

پيوندگاه قلمه پيوند پيوندزدن (ياکردن) جابجا کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of grafting something onto something else

واژه‌های دیگر با معنی «پيوندگاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن