graminaceous معنی فارسی علفي علف دار علف مانند مترادفها adjective See gramineous واژههای دیگر با معنی «علفي» gramineous علفي، علف دار، علف مانند poaceous علفي coir rope طناب علفي forb گياه علفي پهن برگ، گياه بوته herbaceous گياهي، علفي، رستني marline مارلين، طناب علفي نازک (دريايي) hempen شاهدانه اي، کنفي، علفي EAHF. مخفف eczema اکزما، asthma آسم، hay fever تب matting بوريا، حصير، بوريا بافي