gramineous
معنی فارسی
علفي علف دار علف مانند
معنی کامل و مثالها
/grǝ min´ē ǝs/adj.
● علفی، علف مانند، چمنی
● وابسته به تیرهی علفها، واسی، گندمی
مترادفها
adjective
(also graminaceous)
Grassy.
علفي علف دار علف مانند
/grǝ min´ē ǝs/adj.
● علفی، علف مانند، چمنی
● وابسته به تیرهی علفها، واسی، گندمی
adjective
(also graminaceous)
Grassy.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن