دیکشنری فارسی

granger

US'greındʒə

معنی فارسی

رعيت ، ضابط ده ، عضو انجمن پشتي بانان کشاورزي

معنی کامل و مثال‌ها

/grān´jer/n.

● (آمریکا)

● کشاورز

● (حرف بزرگ) عضو انجمن همکاری و تعاون کشاورزان

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who operates a farm

مترادف‌ها

noun
Member of a grange, associated farmer.

واژه‌های دیگر با معنی «رعيت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن