دیکشنری فارسی

granulated

UKgrænjuleitid

معنی فارسی

دانه دانه ، دان دان ، گوشت نو بالا آورده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. made grainy or formed into granules “granulated sugar”

واژه‌های دیگر با معنی «دانه دانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن