granulizing معنی فارسی اسياب کردن خردکردن ساييدن خردشدن ماليده شدن تيزکردن خردکردن واژههای دیگر با معنی «اسياب کردن» grind اسياب کردن، خردکردن، ساييدن grindingly اسياب کردن، خردکردن، ساييدن wheat germ گياهک گندم که هنگام اسياب کردن جدا ميشود. flour ارد، گرد، اردپاشيدن (روي)