grappling-iron معنی فارسی چنگک قلاب واژههای دیگر با معنی «چنگک» grapple چنگک، قلاب، گلاويزي hay fork چنگک، چنگال مخصوص بلند کردن بسته علف ويونجه . crampoon چنگک، قلاب. hamate چنگک دار، قلاب دار pronged چنگک دار. reaping hook چنگک درو. cliff hanger چنگک باريک کوهنوردي rack railway راه اهن چنگک دار مخصوص عبور از سراشيب. crampon چنگک - قلاب - صفحه آهني ميخداربراي راه رفتن، روي يخ hook قلا ب، چنگک، (مج.) دام