graybeard معنی فارسی ريش سفيد معنی کامل و مثالها /-bird´/n.● پیرمرد، ریش سفید واژههای دیگر با معنی «ريش سفيد» greybeard ريش سفيد، کوزه سنگي براي باده gray-bearded ريش سفيد، رنگ خاکستري hoary-headed ريش سفيد، مو سفيد white beard ريش سفيد. whitebeard پيرمرد ريش سفيد ealdorman رئيس يا ريش سفيد ايالت، کدخدا. doyen بزرگتر، ريش سفيد dean مدير داخلي، ناظم دانشکده، ريش سفيد