دیکشنری فارسی

grimy

UKgraimiː US'graımı

معنی فارسی

دوده اي سياه چرک کثيف

معنی کامل و مثال‌ها

/grīm´ē/adj.

چرکین، سیاه و کثیف، دود زده، خلیش دار، خلیشی

مترادف‌ها

adjective
Foul, begrimed, defiled, dirty, filthy, full of grime.

واژه‌های دیگر با معنی «دوده اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن