دیکشنری فارسی

sooty

UKsutiː US'su:tı

معنی فارسی

دوده اي سياه

معنی کامل و مثال‌ها

/soot´ē, sōōt´ē/adj.

وابسته به دوده، دوده‌ای

دوده گرفته، دوده زده، پر از دوده

سیاه، دوده فام، تیره، قیرگون

the sooty bosom of Othello

سینه‌ی سیاه اتلو

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of the blackest black; similar to the color of jet or coal
  2. covered with or as if with soot “a sooty chimney”

مترادف‌ها

adjective
Dark, dusky, murky, fuliginous, black, sable.

واژه‌های دیگر با معنی «دوده اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن