دیکشنری فارسی

groping

UKgroupiŋ US'grəupıŋ

معنی فارسی

کورمالي کردن دست مالي کردن گشتن درتاريکي باکورمالي پيداکردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. acting with uncertainty or hesitance or lack of confidence “a groping effort to understand”

واژه‌های دیگر با معنی «کورمالي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن