دیکشنری فارسی

grown-up

UKgrounʌp

معنی فارسی

بالغ سالمند

معنی کامل و مثال‌ها

/grōn´up´, -up´/adj., n.

● رشد کرده، بالغ، به سن قانونی، بزرگسال

only grown-ups can be doctors

فقط افراد بالغ می‌توانند پزشک باشند.

● آدم بالغ، مثل آدم بالغ، وابسته به اشخاص بالغ

● وابسته به بزرگسالان

واژه‌های دیگر با معنی «بالغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن