grue معنی فارسی رعشه زهره ترک معنی کامل و مثالها /grōō/n.● (اسکاتلند) رعشه (در اثر ترس)، زهره ترک واژههای دیگر با معنی «رعشه» amyostasia رعشه tremometer رعشه سنج tremograph رعشه نگار paralysis agitans فلج رعشه اي dystaxia رعشه درماهيچه، رعشه عضلات writer's cramp رعشه دست در نويسندگي paralysis فلج، رعشه، لرزه palsies فلج، رعشه palsy فلج، رعشه frisson هيجان، لرزش، رعشه .