دیکشنری فارسی

guarantees

UKgærəntiːz US'gerən'ti:z

معنی فارسی

ضمانت تعهد گروگان تعهدکننده متکفل شدن تامين کردن

واژه‌های دیگر با معنی «ضمانت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن