دیکشنری فارسی

guts

UKgʌts USgʌts

معنی فارسی

روده تنگه گردنه روده دراوردن از خالي کردن ويران کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. fortitude and determination “he didn't have the guts to try it”

مترادف‌ها

noun plural
Viscera, intestines, entrails, bowels, inwards.

واژه‌های دیگر با معنی «روده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن