gyre
معنی فارسی
گردش دايره گردش کردن چرخ زدن
معنی کامل و مثالها
/jīr/n., vi., vt.
● (شاعرانه - قدیمی) چرخش، حرکت مار پیچ، دور گردی
● دایره، گردی، گرداب
● (شاعرانه) چرخیدن
گردش دايره گردش کردن چرخ زدن
/jīr/n., vi., vt.
● (شاعرانه - قدیمی) چرخش، حرکت مار پیچ، دور گردی
● دایره، گردی، گرداب
● (شاعرانه) چرخیدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن