gyre
معنی فارسی
گردش دايره گردش کردن چرخ زدن
معنی کامل و مثالها
/jīr/n., vi., vt.
● (شاعرانه - قدیمی) چرخش، حرکت مار پیچ، دور گردی
● دایره، گردی، گرداب
● (شاعرانه) چرخیدن
تعریف انگلیسی
noun
- a round shape formed by a series of concentric circles (as formed by leaves or flower petals)