دیکشنری فارسی

gyroscope

UKdʒairəskoup US'dʒaıərəs'kəup

معنی فارسی

گردش بين ،

گردش نما (اسبابي که جنبش وضعي زمين راثابت

ميکند)

معنی کامل و مثال‌ها

/jī´rō skōp´, -rǝ-/n.

● ژیروسکپ، چرخش سنج، چرخش نما، ترازنما، ترازگر

تعریف انگلیسی

noun
  1. rotating mechanism in the form of a universally mounted spinning wheel that offers resistance to turns in any direction

واژه‌های دیگر با معنی «گردش بين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن