gyroscopically معنی فارسی گردش بين ، گردش نما (اسبابي که جنبش وضعي زمين راثابت ميکند) واژههای دیگر با معنی «گردش بين» gyroscope گردش بين، گردش نما (اسبابي که جنبش وضعي زمين راثابت، ميکند) gyroscopic گردش بين، گردش نما (اسبابي که جنبش وضعي زمين راثابت، ميکند) cambridge equation معادله کمبريج، معادله کمبريج يا تراز، نقدي عبارت است از : equation of exchange معادله مبادلات بيان رابطه بين حجم پول در، گردش، سرعت گردش پول