دیکشنری فارسی

gyroscopic

UKdʒairəskɔpik US'dʒaıərəs'kɔpık

معنی فارسی

گردش بين ،

گردش نما (اسبابي که جنبش وضعي زمين راثابت

ميکند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having the characteristics of a gyroscope “Pertains to noun: gyroscope”

واژه‌های دیگر با معنی «گردش بين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن