half-word UKhɑːfwəːd معنی فارسی اشاره سخن کوتاه واژههای دیگر با معنی «اشاره» implication اشاره، اشاره ضمني، دلالت suggestion اشاره، القا، تلقين gesture اشاره، حرکت، وضع hint اشاره، ايما، تذکر inkling اشاره، پي، اگاهي کم که با ان بچيزي پي برند insinuation اشاره، رخنه يابي، خود جا کني intimation اشاره، اگاهي، خبر allusion اشاره، کنايه، تلميح innuendo اشاره، توضيح، تفسير beck اشاره، تکان سريادست