hamous معنی فارسی قلابي سرکج واژههای دیگر با معنی «قلابي» fakey قلابي، دغل، دغلکارانه uncinus زائده قلابي، عضو سرکج يا قلاب مانند. shamateur آماتور قلابي، آماتور دروغين setline رسن چند قلابي ماهيگيري. shamateurism استفاده از بازيگر آماتور قلابي weedless قلابي که به علفهاي زير آب گير نميکند adulterated جازده، قلابي، قلب unciform سرکج، قلابي، چنگکي uncinate سرکج، قلابي، چنگکي falcate داس مانند، قلابي