unciform
معنی فارسی
سرکج قلابي چنگکي
معنی کامل و مثالها
/un´si fôrm´/adj., n.
● قلاب شکل، قلاب مانند، قلابی، چنگکی
● (کالبدشناسی) استخوان قلابسان، زائدهی قلابسان
سرکج قلابي چنگکي
/un´si fôrm´/adj., n.
● قلاب شکل، قلاب مانند، قلابی، چنگکی
● (کالبدشناسی) استخوان قلابسان، زائدهی قلابسان
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن