uncinate معنی فارسی سرکج قلابي چنگکي معنی کامل و مثالها /un´ si nit/adj.● قلابسان، سرکج، خمیده واژههای دیگر با معنی «سرکج» incurved سرکج، تو گذاشته، خميده سوي درون unciform سرکج، قلابي، چنگکي curtal ax قمه سرکج، شمشير کوتاه وسنگين، قداره . curtle ax قمه سرکج، شمشير کوتاه وسنگين، قداره . cutlas قمه سرکج، شمشيرکوتاه bibb cock شير اب سرکج. bibcock شير اب سرکج. crook عصاي سرکج : عصاي چوپاني يا اسقفي، خميدگي، زانويي hamous قلابي، سرکج hooknose بيني عقابي، دماغ سرکج، چفته بيني