دیکشنری فارسی

handwritten

UKhændritn US'hænd'rıtən

معنی فارسی

خطي دستنوشته دست نگاشته

معنی کامل و مثال‌ها

/hand´rit´'n/adj.

● (نوشته شده با دست ) خطی، دست‌نوشته، دست نگاشته

a handwritten book

کتاب خطی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. written by hand

واژه‌های دیگر با معنی «خطي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن