دیکشنری فارسی

liny

معنی فارسی

خطي خط دار

معنی کامل و مثال‌ها

/līn´ē/adj.

خط مانند، کشاسان، کشه مانند، باریک، نازک، خطسان

واژه‌های دیگر با معنی «خطي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن