hang man معنی فارسی دار زن ، مامور اعدام به وسيله دار جلاد واژههای دیگر با معنی «دار زن» married زن دار، متاهل، شوهر دار herdswoman زن رمه دار، زن گاوران matron زن خانه دار، کدبانو، بانو matronliness زن خانه دار، کدبانو، بانو hausfrau زن خانه دار، کدبانو land-lady زن مهمانخانه دار، زن ميزبان، زن صاحب ملکي landlady زن مهمانخانه دار، زن صاحب ملک، ميزبان. cicisbeo فاسق زن شوهر دار married accommodation جا براي شخص زن دار يا شوهردار، جا براي مردم متاهل double adultery زناي محصنه در حالتي که مرتکب آن مرد، زن دار باشد