دیکشنری فارسی

hangdog

UKhæŋdɔg

معنی فارسی

مقصر، شرمگين، ادم خبيث، شرمنده وترسو.

آدم رذل، آدم پست ومرموز، پستفطرت، نارو زن

شرمنده و سر به زير

معنی کامل و مثال‌ها

/haŋ´dôg´/n., adj.

(در اصل) کسی که کارش گرفتن و حلق‌آویز کردن سگ‌های ولگرد بود، کسی که سزاوار به دار آویختن بود

آدم رذل، آدم پست و مرموز، پست‌فطرت، نارو زن

شرمنده و سر به زیر

a hangdog expression

قیافه یا حالت حاکی از شرمندگی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. showing a sense of guilt “a guilty look” “the hangdog and shamefaced air of the retreating enemy"- Eric Linklater”
  2. frightened into submission or compliance

واژه‌های دیگر با معنی «مقصر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن