hangdog
UKhæŋdɔg
معنی فارسی
مقصر، شرمگين، ادم خبيث، شرمنده وترسو.
آدم رذل، آدم پست ومرموز، پستفطرت، نارو زن
شرمنده و سر به زير
معنی کامل و مثالها
/haŋ´dôg´/n., adj.
● (در اصل) کسی که کارش گرفتن و حلقآویز کردن سگهای ولگرد بود، کسی که سزاوار به دار آویختن بود
● آدم رذل، آدم پست و مرموز، پستفطرت، نارو زن
● شرمنده و سر به زیر
a hangdog expression
قیافه یا حالت حاکی از شرمندگی
تعریف انگلیسی
adjective
- showing a sense of guilt “a guilty look” “the hangdog and shamefaced air of the retreating enemy"- Eric Linklater”
- frightened into submission or compliance