hark
UShɑ:k
معنی فارسی
گوش دادن (به)
معنی کامل و مثالها
/härk/vi., vt.
● (معمولا به صورت امر) گوش دادن (با دقت)
a faint noise was coming from afar and he bid us hark
صدای خفیفی از دور میآمد و او خواست که گوش فرا دهیم.
hark! for I bear bad news!
گوش کن! چون خبر بدی دارم!
● (قدیمی) شنیدن، شنودن
* hark back (to)
(سخن یا اندیشه) بازگشتن به، عطف کردن به
she kept harking back to our old friendship
او مرتبا به دوستی قدیمی ما اشاره میکرد.
this architectural style harks back to the time of the Ghajars
این سبک معماری یادآور دوران قاجاریه است.
مترادفها
interjection
Hear, listen, give ear, attend, hearken.