دیکشنری فارسی

hearken

UKhɑːkən

معنی فارسی

گوش دادن (به) گوش کردن (به)

معنی کامل و مثال‌ها

/härk´ǝn/vi., vt.

(با دقت) گوش کردن، گوش فرا دادن، به گوش گرفتن

(قدیمی) شنیدن

مترادف‌ها

verb neuter
1. Listen, hear.
2. Attend give heed, pay regard.

واژه‌های دیگر با معنی «گوش دادن (به)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن