harkee معنی فارسی گوش گوش بده واژههای دیگر با معنی «گوش» ear گوش، شنوايي، سامعه cornerman گوش، زننده کرنر ear for music گوش، موسيقي vigilante به گوش، مراقب، هشيار triangular سه گوش، (بشکل) مثلث، سه جانبه earless بي گوش، بي دسته، فاقدگوش موسيقي ياگوش ضربي sexangle شش گوش، شش گوشه، شش بر leg-of mutton سه گوش، (مانند ران گوسفند) decagon ده گوش، ده گوشه، ده ضلعي hexagon شش گوش، شش بر، شش پهلو