harvests
UKhɑːvists
US'hɑ:vəsts
معنی فارسی
خرمن محصول فصل برداشت هنگام درو حاصل نتيجه جمع کردن
خرمن محصول فصل برداشت هنگام درو حاصل نتيجه جمع کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن