wheat stack معنی فارسی خرمن کومه گندم واژههای دیگر با معنی «خرمن» harvest خرمن، محصول، فصل برداشت thresher خرمن کوب ingathering خرمن برداري، فراهم اوري hay mow خرمن علف خشک، توده ياکومه يونجه يا علف خشک. hand-staff دسته خرمن کوب، چوبدستي threshing floor زمين خرمن کوبي shack باقي مانده خرمن، حق چراندن خوک يامرغ وخروس درزمين ديگري، پس ازبرداشتن threshing machine ماشين خرمن کوبي، خرمن کوب threshing-machine ماشين خرمن کوبي halo هاله، خرمن، خرمن ماه