دیکشنری فارسی

hatched

UKhætʃt UShætʃt

معنی فارسی

دريچه روزنه نيمه در سد دريچه دار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. emerged from an egg
  2. shaded by means of fine parallel or crossed lines

واژه‌های دیگر با معنی «دريچه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن