دیکشنری فارسی

headiness

UKhedinəs

معنی فارسی

تندي ، بي پروايي ،

گيرندگي (درنوشابه هاي الکلي) ، نشئه

معنی کامل و مثال‌ها

/hed´ē nis/n.

شتابگری، شتاب، عجله، خودسری

هیجان، مستی، سرمستی

گیرایی (رجوع شود به: heady)

مترادف‌ها

noun
1. Rashness, hurry, precipitation.
2. Obstinacy, stubbornness.

واژه‌های دیگر با معنی «تندي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن