headiness
UKhedinəs
معنی فارسی
تندي ، بي پروايي ،
گيرندگي (درنوشابه هاي الکلي) ، نشئه
معنی کامل و مثالها
/hed´ē nis/n.
● شتابگری، شتاب، عجله، خودسری
● هیجان، مستی، سرمستی
● گیرایی (رجوع شود به: heady)
مترادفها
noun
1. Rashness, hurry, precipitation.
2. Obstinacy, stubbornness.