دیکشنری فارسی

headquarter

UKhedkwɔːtəd

معنی فارسی

ارکان قرارگاه

تعریف انگلیسی

verb
  1. provide with headquarters “the compnay is headquartered in New Jersey” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «ارکان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن