heartburning معنی فارسی غبطه دل سوزي ازرشک رشک نهاني حسرت خوري واژههای دیگر با معنی «غبطه» penis envy غبطه قضيب covet آرزوکردن - طمع کردن - غبطه خوردن (به) envier رشک برنده، غبطه خور، حاسد enviable رشک انگيز، غبطه اور begrudge حسرت (چيزيرا) خوردن، غبطه خوردن، غرولند کردن enviously حسودانه، ازروي رشک، ازروي غبطه emulous هم چشمي کننده، رشک برنده، غبطه خورنده emulation هم چشمي، رقابت، رشک envious حسود، بدچشم، رشک برنده